خاطرات امدادی 2 نجاتگر هلالاحمر در تعطیلات خردادماه
جستوجو در دل جنگلهای گلستان
تعطیلات نیمه خرداد 1400 است. بیماری کرونا باعث شده مراسم عزاداری امام جعفرصادق(ع) و امام خمینی(ره) در اغلب شهرهای کشور برگزار نشود. در چهار روز تعطیلی پایان هفته در این ایام، اغلب مردم در کنار خانوادهها هستند و یا به نزدیکترین تفرجگاههای محل سکونت رفتهاند اما امدادگران و داوطلبان هلال احمر، هم درکنارخانوادههایشان هستند و هم نیستند. نوعی آمادهباش برقرار است. استانهای شمالی کشور به خصوص در روزهای تعطیل چنین وضعیتی دارند. هر لحظه ممکن است حادثهای اعلام شود و تیمهای امداد و نجات به حضور امدادگران نیاز داشته باشند.
گزارش: رضاواعظی زاده/ عرشیا و بردیا صدیقی برادران دوقلویی هستند که به همراه موسی دلپسند و عباسی بندانی یک تیم امداد و نجات کوهستان در جنگلهای سبز گرگان را تشکیل میدهند. عصر جمعه 14 خرداد است که با تماس تلفنی از مرکز کنترل عملیات هلالاحمر، فراخوانده میشوند. چندنفر به دشت زیبای "شمسک" رفته بودند که در راه برگشت در میان جنگلهای بلند زیارت گم شدند. خودشان شماره 112 را گرفتند. مردی میانسال پشت خط است: «ما توی جنگل گم شدیم. از جاده زیارت اومدیم به طرف دشت شمسک. الان ساعتها داریم راه میریم حدود 2 ساعت پیش از یک کلبه آبی رد شدیم. بعد از اون یه چشمه دیدیم. شارژ موبایل نداریم. با این گوشی نمیشه لوکیشن فرستاد. اینترنت هم نیست. گوشیم 3 درصد شارژ داره و الان مثل گوشی بقیه خاموش میشه.»
عرشیا صدیقی و سه نجاتگر دیگر، تجهیزات لازم را از شعبه برمیدارند و اعزام میشوند. پس از آن، تیم دومی نیز از سوی روستای تاریخی زیارت وارد جنگلهای پاییندست شده و جستوجو آغاز میشود. خورشید بیتاب رفتن است. سیاهی شب آمادهاست تا جنگل را ببلعد. هیچ کس نمیداند عملیات جستوجو چند ساعت یا چند روز ادامه دارد.
حدود 100 کیلومتر آنسوتر در جای دیگری از جنگلهای گلستان، چند جوان به پایین آبشار لوه در ارتفاعات شهرستان گالیکش رفتهاند. شب را به تفریح میمانند اما صبح فردا گیر میافتند. مسیر پیاده کنار آبشار 75 متری، تخریب شده و مرد جوانی دچار پیچخوردگی پا میشود. زمینگیر که میشود چاره خود و همراهان را تلفن امدادی 112 مییابد.
پایگاه امداد جادهای «تنگراه»؛ زیر مجموعه شعبه شهرستان مینودشت جمعیت هلالاحمر، ولیالله محمد قاسمیپور نجاتگر یکم داوطلب و دو نفر دیگر را در قالب تیم امداد و نجات کوهستان به آبشار لوه اعزام میکند.
جستوجو در شب ادامه دارد
عرشیا صدیقی 18 ساله است اما نزدیک به پنج سال تجربه امدادی دارد. او میگوید: «ما در کوتاهترین زمان ممکن خودمان را به کلبه آبی رنگ که مفقودین گفته بودند؛ رساندیم. در تماس تلفنی گفته بودند؛ 2 ساعت جلوتر از کلبه وارد یک راه پیاده و منحرف به چپ شدهاند. با احتمال محاسبه کردم که 2 ساعت مسیری که آنها طی کردهاند ما در کمی بیشتر از یک ساعت میپیماییم. مسیر را طی کردیم اما اثری از مفقودین نبود. یک نفر از ما گوشهایش را با دو دست میپوشید و سه نفر دیگر فریاد میکشیدند و مفقودین را صدا میکردند. سپس آن یک نفر دست از گوش برمیداشت و آرام منتظر شنیدن صداهای احتمالی بود.
از نیمههای شب کار سختتر شده بود. در عملیاتهای جستوجوی شبانه در جنگل، صدای حیوانات و پرندگان از تاریکی شب مشکلسازتر است. صدای جغدها شبیه فریاد انسان از راه دور است. انگار همه با هم فریاد میزدند. با این سر و صدا امکان جستوجو بسیار کم شد. بنابراین در ساعت سه بامداد عملیات را تا طلوع خورشید شنبه متوقف کردیم.»
صبح امید...
صبح شنبه 15 خرداد است. خبری از مفقودین جنگلهای هیرکانی در نزدیکی روستای زیارت نیست. در گالیکش اما، مجاوران آبشار لوه زیر تابش گاهوبیگاه خورشید از میان ابرها، چشمهای خواب و بیدار خود را میمالند و فقط به یک چیز فکر میکنند: چگونه برگردیم؟
مسیر صعود به بالای آبشار و خروج از جنگل، خراب شده و اطراف آن هم خیلی لغزنده است. چند ساعت تلاش میکنند اما نمیتوانند از مهلکه خارج شوند. حوالی ظهر به هلالاحمر تلفن میکنند. کمتر از 10 دقیقه بعد نجاتگر، قاسمیپور و افراد تیمش در موقعیت حاضر بودند. بیش از نیم ساعت وقت را صرف درست کردن مسیری تازه یا به قول خودش «پاکوب» کردند: «ما ابتدا پاکوب درست کردیم بعد به پایین دست آبشار رسیدیم و پای مصدوم را آتلبندی کردیم و در آخر او را با برانکارد از مسیر پاکوب شده تا بالای آبشار حمل کردیم که با رضایت خود به مسیرش ادامه داد.»
در حادثه دیگر و در جستوجوی گروه مفقودشدگان در جنگلهای زیارت، صبح زود صدیقی و همتیمیهایش از سمت دیگر دشت شمسک پایین رفتند تا به نقاط عمیق و درختان بلند جنگل برسند:«ما یک ساعت و نیم به عمق جنگل رفتیم. فریاد میزدیم. تا اینکه صدا شنیدیم. عدهای جواب میدادند. اما بالادست ما بودند. خوشحال و امیدوار یک ساعت و نیم بالا رفتیم. تا به آنها رسیدیم. با سرعت به سمتشان میرفتیم ولی آنها با دیدن کاور هلالاحمر غمگین و کلافه شدند! متاسفانه آن افراد، خانوادههای مفقودین بودند و بدون تجهیزات لازم و برنامهریزی و هرگونه هماهنگی با نیروهای امداد؛ به جستوجوی عزیزان خود آمده بودند. فعالیت آنها عملیات ما را منحرف کرده بود. آنها با جواب دادن به فریادهای ما سه ساعت از وقت تیم را خراب کردهبودند. در واقع ما یک مسیر را پایین رفتیم و دوباره با شنیدن صدای این افراد به بالا برگشتیم. در بسیاری از موارد مداخله وابستگان مفقودین یا مصدومین مانع از تسریع در عملیات امداد و نجات میشود.»
در این لحظهها اما مداخله عدهای دیگر کارساز بود. عرشیا صدیقی درباره اعلام خبر پایان عملیات میگوید: «از صبح زود ورزشکاران گروه کوهنوردی در هماهنگی با مرکز کنترل عملیات هلالاحمر، کمک به عملیات جستوجو را با گشودن مسیری تازه آغاز کرده بودند. حوالی ظهر بود که آثاری از حرکت مفقودین پیدا کردند. مسیر را به درستی گمانه زدند و در جایی نزدیک به راهی که ما برگشته بودیم؛ مفقودین را زنده و سلامت یافتند.»
تهیه کننده:

نظر دهید